سرزنش
گفتم پس فرا که رفت سراغ یکی دیگه می فهمی وقتی می گم آدمی که به هیچ چیزی پایبند نیس راحت ازت می گذره یعنی چی ، مگه گوش کردی، هی گفتی من به اندازه چشمام بهش اعتماد دارم، اجازه نمی دم اینجوری قضاوت کنی
چند ماه پیش گفتم دیگه بر نگرد، وقتی یک بار به ذهنش رسیده تو رو بذاره کنار بازم می تونه، یک ماه دیگه باز همین اوضاعه ها، گفتی نه، من می شناسمش
هنوز یک ماه هم نشده بود که... خوب ببین، من بهتر آدم می شناسم یا تو
حالا بشین اینقدر اشک بریز و ناله کن که خون گریه کنی، پس کجا رفت اون همه شناخت و انسانیت؟؟ پس چرا دیگه قسم نمی خوری که حاضر نیس بره با یکی دیگه باشه؟؟ خوبه خودت دیدی، می دونم حتی اگه خودمم می کشتم باور نمی کردی...
خاک بر سرت.... برو دیگه، دو ماهه خفه کردی خودتو از بس گریه کردی... خستم کردی!
....
....
....
جوابی جز سکوت نیست!!!!
گوشه ای از نوشته های من (الهام فخاری)